<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:georss="http://www.georss.org/georss" xmlns:geo="http://www.w3.org/2003/01/geo/wgs84_pos#" xmlns:media="http://search.yahoo.com/mrss/"
		>
<channel>
	<title>دیدگاه‌ها در: خودخواهی</title>
	<atom:link href="http://eivanak.wordpress.com/2008/08/07/selfishness/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>http://eivanak.wordpress.com/2008/08/07/selfishness/</link>
	<description></description>
	<lastBuildDate>Mon, 16 Nov 2009 06:20:47 +0000</lastBuildDate>
	<generator>http://wordpress.com/</generator>
	<sy:updatePeriod>hourly</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
		<item>
		<title>با: صالح</title>
		<link>http://eivanak.wordpress.com/2008/08/07/selfishness/#comment-101</link>
		<dc:creator>صالح</dc:creator>
		<pubDate>Mon, 25 Aug 2008 09:27:36 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://eivanak.wordpress.com/?p=49#comment-101</guid>
		<description>شما چه خوانندگان پر و په قرصی دارید،کامنت ها رو دیدم گرخیدم!
دپ نباش جوون!

&lt;strong&gt;ای آقا... :)&lt;/strong&gt;</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>شما چه خوانندگان پر و په قرصی دارید،کامنت ها رو دیدم گرخیدم!<br />
دپ نباش جوون!</p>
<p><strong>ای آقا&#8230; <img src='http://s.wordpress.com/wp-includes/images/smilies/icon_smile.gif' alt=':)' class='wp-smiley' /> </strong></p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: كاظم</title>
		<link>http://eivanak.wordpress.com/2008/08/07/selfishness/#comment-100</link>
		<dc:creator>كاظم</dc:creator>
		<pubDate>Mon, 25 Aug 2008 02:26:21 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://eivanak.wordpress.com/?p=49#comment-100</guid>
		<description>اينكه همه رو به يك چشم ببينيم، كار سختيه

&lt;strong&gt;به به ... حال شما؟....خوش می گذره خدمت مقدس؟&lt;/strong&gt;</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>اينكه همه رو به يك چشم ببينيم، كار سختيه</p>
<p><strong>به به &#8230; حال شما؟&#8230;.خوش می گذره خدمت مقدس؟</strong></p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: نگارنده</title>
		<link>http://eivanak.wordpress.com/2008/08/07/selfishness/#comment-99</link>
		<dc:creator>نگارنده</dc:creator>
		<pubDate>Sat, 23 Aug 2008 12:29:06 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://eivanak.wordpress.com/?p=49#comment-99</guid>
		<description>سلام!
لازم بود بيام اينجا و هم از اينكه اعلام آمادگي كردين واسه كمك تشكر كنم و هم عيد رو بهتون مستقيم تبريك بگم اما فرصت نشد. از اون جا كه ميگن ماهي رو هر وقت از آب بگيرن تازه‏ست، پس؛ اول عرض تشكر و بعد هم &quot;عيدتون مبارك&quot;. (-:
اما تو جوابي كه واسه نظرم گذاشتيد بايد بگم كه خواهش ميكنم؛ همچين ميگين ارزشمند آدم شرمنده ميشه! من كه كاري نكردم.
نقل ايزد و بيابان و اين ها نبوده؛ نيكي كردن به خاطر رفاقت و خودته نه چيز ديگه اما راستش باهاتون موافقم، ميخواستم تو نظر قبلي‏م هم بگم (كه چون نخواستم زياد حاشيه برم و يه پست اينجا نذارم! نگفتم) به عقيده‏ي من بايد حد رو نگه داشت؛ خيلي‏ها جنبه ندارن و كم‏كم خيال برشان ميداره كه اينها كه تو ميكني وظيفه‏ست و ... من ميگم در ازاي نيكي منتظر نيكي نباشيم اما لازم هم نيست اون‏قدر خوبي كنيم كه بي‏معرفتي‏ها و بي‏مرامي‏ها آزارمون بده.
ممنون؛ چشم. و همچنين اميدوارم كه نالوطي‏ها فقط اون‏قدر باشن كه قدر لوطي‏ها شناخته بشه و البته لوطي‏ها زياد بشن و ياب؛ نه چون الان ناياب! (-;
دل شاد باشيد و حق يار و نگهدارتان.


&lt;strong&gt;سلام بر شما
از ابراز لطفتون سپاسگزارم. ممنون که نظرتون رو تشریح کردید. من هم با شما موافقم.
پایدار باشید
&lt;/strong&gt;</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>سلام!<br />
لازم بود بيام اينجا و هم از اينكه اعلام آمادگي كردين واسه كمك تشكر كنم و هم عيد رو بهتون مستقيم تبريك بگم اما فرصت نشد. از اون جا كه ميگن ماهي رو هر وقت از آب بگيرن تازه‏ست، پس؛ اول عرض تشكر و بعد هم &#8220;عيدتون مبارك&#8221;. (-:<br />
اما تو جوابي كه واسه نظرم گذاشتيد بايد بگم كه خواهش ميكنم؛ همچين ميگين ارزشمند آدم شرمنده ميشه! من كه كاري نكردم.<br />
نقل ايزد و بيابان و اين ها نبوده؛ نيكي كردن به خاطر رفاقت و خودته نه چيز ديگه اما راستش باهاتون موافقم، ميخواستم تو نظر قبلي‏م هم بگم (كه چون نخواستم زياد حاشيه برم و يه پست اينجا نذارم! نگفتم) به عقيده‏ي من بايد حد رو نگه داشت؛ خيلي‏ها جنبه ندارن و كم‏كم خيال برشان ميداره كه اينها كه تو ميكني وظيفه‏ست و &#8230; من ميگم در ازاي نيكي منتظر نيكي نباشيم اما لازم هم نيست اون‏قدر خوبي كنيم كه بي‏معرفتي‏ها و بي‏مرامي‏ها آزارمون بده.<br />
ممنون؛ چشم. و همچنين اميدوارم كه نالوطي‏ها فقط اون‏قدر باشن كه قدر لوطي‏ها شناخته بشه و البته لوطي‏ها زياد بشن و ياب؛ نه چون الان ناياب! (-;<br />
دل شاد باشيد و حق يار و نگهدارتان.</p>
<p><strong>سلام بر شما<br />
از ابراز لطفتون سپاسگزارم. ممنون که نظرتون رو تشریح کردید. من هم با شما موافقم.<br />
پایدار باشید<br />
</strong></p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: قرار شبانه</title>
		<link>http://eivanak.wordpress.com/2008/08/07/selfishness/#comment-97</link>
		<dc:creator>قرار شبانه</dc:creator>
		<pubDate>Fri, 15 Aug 2008 11:01:48 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://eivanak.wordpress.com/?p=49#comment-97</guid>
		<description>جدا جهان ما جهان عجیبی است! هیچ در هیچ و به تعبیر قرآن: «لهو و لعب»! اما از انجا که ما فرزند این جهانیم و طبعا باید در این جهان زندگی کنیم، راز هیچ و پوچ بودن آن بر ما پوشیده می ماند. خیمه حیات دینوی بر ستون غفلت استوار است. اگر غفلت نبود کسی به کار جهان نمی پرداخت. به قول مولوی:

اُستن این عالم ای جان غفلت است

هوشیاری این جهان را آفت است

&lt;strong&gt;استفاده کردم...ممنون که به ایوانک سر زدید&lt;/strong&gt;</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>جدا جهان ما جهان عجیبی است! هیچ در هیچ و به تعبیر قرآن: «لهو و لعب»! اما از انجا که ما فرزند این جهانیم و طبعا باید در این جهان زندگی کنیم، راز هیچ و پوچ بودن آن بر ما پوشیده می ماند. خیمه حیات دینوی بر ستون غفلت استوار است. اگر غفلت نبود کسی به کار جهان نمی پرداخت. به قول مولوی:</p>
<p>اُستن این عالم ای جان غفلت است</p>
<p>هوشیاری این جهان را آفت است</p>
<p><strong>استفاده کردم&#8230;ممنون که به ایوانک سر زدید</strong></p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: الحامی</title>
		<link>http://eivanak.wordpress.com/2008/08/07/selfishness/#comment-96</link>
		<dc:creator>الحامی</dc:creator>
		<pubDate>Wed, 13 Aug 2008 19:53:59 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://eivanak.wordpress.com/?p=49#comment-96</guid>
		<description>دلتو صاف کن
قضاوت کار خداست
هرکه بهت بدی کنه همینحا(اگه خوش شانس باشه)جواب می ده
والا در دیار باقی...
یا حق

&lt;strong&gt;اینکه گفتی قضاوت کار خداست نکته مهمیه...چشم :)&lt;/strong&gt;</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>دلتو صاف کن<br />
قضاوت کار خداست<br />
هرکه بهت بدی کنه همینحا(اگه خوش شانس باشه)جواب می ده<br />
والا در دیار باقی&#8230;<br />
یا حق</p>
<p><strong>اینکه گفتی قضاوت کار خداست نکته مهمیه&#8230;چشم <img src='http://s.wordpress.com/wp-includes/images/smilies/icon_smile.gif' alt=':)' class='wp-smiley' /> </strong></p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: الحامی</title>
		<link>http://eivanak.wordpress.com/2008/08/07/selfishness/#comment-95</link>
		<dc:creator>الحامی</dc:creator>
		<pubDate>Wed, 13 Aug 2008 15:56:11 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://eivanak.wordpress.com/?p=49#comment-95</guid>
		<description>می فرمایند که با دیگران آنطوری برخورد کنید که دوست دارین با شما برخورد کنند.
بخشی از رفتارهایی که باعث رنجشمون می شه بازتاب برخورد خود ماست
(قانون سوم نیوتن:عمل و عکس العمل!!!)
موید باشی.

&lt;strong&gt;ممنون مهندس :) ...ولی بخشی از رفتارها....گاهی سهم طرف مقابل بیشتره...البته به پدیده های انسانی نباید مکانیکی نگاه کرد...&lt;/strong&gt;</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>می فرمایند که با دیگران آنطوری برخورد کنید که دوست دارین با شما برخورد کنند.<br />
بخشی از رفتارهایی که باعث رنجشمون می شه بازتاب برخورد خود ماست<br />
(قانون سوم نیوتن:عمل و عکس العمل!!!)<br />
موید باشی.</p>
<p><strong>ممنون مهندس <img src='http://s.wordpress.com/wp-includes/images/smilies/icon_smile.gif' alt=':)' class='wp-smiley' />  &#8230;ولی بخشی از رفتارها&#8230;.گاهی سهم طرف مقابل بیشتره&#8230;البته به پدیده های انسانی نباید مکانیکی نگاه کرد&#8230;</strong></p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: ال - واي</title>
		<link>http://eivanak.wordpress.com/2008/08/07/selfishness/#comment-94</link>
		<dc:creator>ال - واي</dc:creator>
		<pubDate>Sat, 09 Aug 2008 15:53:43 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://eivanak.wordpress.com/?p=49#comment-94</guid>
		<description>آخ من با اين دلنوشت ها اساسي حال مي كنم!
ببينم بالاخره اين درون مشكوكتو ريختي بيرون! خوشحالم حالا ببين چگونه تسكينت خواهد داد ... اميدوارم حداقل اطرافت يكي دو دونه آدم درست و درمون هم پيدا بشه! ;-)



&lt;strong&gt;درون مشکوک؟ :D  ای آقا...دست رو دلم نذار که....خدا از دهنت بشنوه...البته منظور از آدم نوع سوم  فقط یک آدم می تونه باشه...متوجه ای که ال وای جان ؟ ;-) &lt;/strong&gt;
</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>آخ من با اين دلنوشت ها اساسي حال مي كنم!<br />
ببينم بالاخره اين درون مشكوكتو ريختي بيرون! خوشحالم حالا ببين چگونه تسكينت خواهد داد &#8230; اميدوارم حداقل اطرافت يكي دو دونه آدم درست و درمون هم پيدا بشه! <img src='http://s.wordpress.com/wp-includes/images/smilies/icon_wink.gif' alt=';-)' class='wp-smiley' /> </p>
<p><strong>درون مشکوک؟ <img src='http://s.wordpress.com/wp-includes/images/smilies/icon_biggrin.gif' alt=':D' class='wp-smiley' />   ای آقا&#8230;دست رو دلم نذار که&#8230;.خدا از دهنت بشنوه&#8230;البته منظور از آدم نوع سوم  فقط یک آدم می تونه باشه&#8230;متوجه ای که ال وای جان ؟ <img src='http://s.wordpress.com/wp-includes/images/smilies/icon_wink.gif' alt=';-)' class='wp-smiley' />  </strong></p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: نگارنده</title>
		<link>http://eivanak.wordpress.com/2008/08/07/selfishness/#comment-93</link>
		<dc:creator>نگارنده</dc:creator>
		<pubDate>Sat, 09 Aug 2008 10:34:02 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://eivanak.wordpress.com/?p=49#comment-93</guid>
		<description>البته در اينكه انسان آدم فراموش كاري‏ ست كه حرفي نيست، حتي خود ما هم محكوم‎ايم به اينكه فراموش ميكنيم از كجا اومديم و به كجا ميريم و ....
اما بعد؛ متأسفانه اين روزا يه جوري شده كه اكثريت آدما (البته با نگاه خوشبينانه)، تو هر رابطه‏اي كه شروع ميكنن دنبال حداقل منفعت‏ن و اگر هم رابطه‏اي رو ادامه ميدن، به خاطر همون نفعي‎ست كه بهشون ميرسه.
اونقدر از اين تيپ آدما ديدم كه گاهي شك ميكنم كه شايد من دارم تو روابطم اشتباه ميكنم.
و چون نتونستم خودم رو عوض كنم و مثل اونا كنم، تنها كاري كه كردم اين بود كه هر خوبي‏اي كه براي كسي كردم، فراموش كردم (امام علي هم به اين امر سفارش كردن)، اين جوري اگه در ازاي خوبي، بدي هم ديدم، بهتر تحمل كردم!
و اين شعر كه بند آخر دل نوشته‏تون، منو يادش انداخت؛
&quot;دلا ياران سه قسمت ار بداني ... زباني‎اند و ناني‎اند و جاني
به ناني نان بده، از در بران‎اش ..... مـدارا كـن بـا يـار زبـاني 
وليكن يار جاني را نگه دار .... به جان‎ش جان بده تا ميتواني&quot;
من كه تا حالا تو آدمايي كه باهاشون برخورد داشتم، كسي رو نديدم كه تمام و كمال شامل بند سوم شعر بشه. البته اميدوارم يه روز ببينم!

پي‎نوشت: البته ما دوست داريم كه وقتي ميايم اينجا با يه پست جديد روبه رو شيم؛ حالا چه دل‏نوشته‏اي كه ممكنه حرف دل ما هم باشه، چه يه مطلب اجتماعي، چه...؛ اما به نظرم نياز به عذرخواهي از كسي نباشه، چون اين وبلاگ شماست. اميدوارم از پس مسئوليت‏تون هم به خوبي بر بياين (-:

حق نگهدار.

&lt;strong&gt;سلام خدمت شما
بسیار سپاسگزارم که همیشه با حوصله من رو از نظرات ارزشمندتون بهره مند می کنید. 
راستش این منش شما منو یاد شعر &quot;تو نیکی می کن و در دجله انداز ....که ایزد در بیابانت دهد باز&quot; انداخت که بسیار پسندیدست. اما می دونید مشکل کجاست؟ مشکل نیکی کردن و در دجله انداختن نیست....مشکل اینجاست که گاهی به ابزار دست دیگران تبدیل می شوی، مشکل اینجاست که گاهی فرش می شوی تا دیگران از رویت عبور کنند، اما دریغ از اندکی قدر شناسی...و این با یک بار و دو بار نیکی کردن فرق دارد.

امیدوارم یک روز اون آدم از نوع سوم را ببنید....البته دعا کنید که من هم ببینیم...
سربلند و پیروز، در پناه حق باشید
&lt;/strong&gt;</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>البته در اينكه انسان آدم فراموش كاري‏ ست كه حرفي نيست، حتي خود ما هم محكوم‎ايم به اينكه فراموش ميكنيم از كجا اومديم و به كجا ميريم و &#8230;.<br />
اما بعد؛ متأسفانه اين روزا يه جوري شده كه اكثريت آدما (البته با نگاه خوشبينانه)، تو هر رابطه‏اي كه شروع ميكنن دنبال حداقل منفعت‏ن و اگر هم رابطه‏اي رو ادامه ميدن، به خاطر همون نفعي‎ست كه بهشون ميرسه.<br />
اونقدر از اين تيپ آدما ديدم كه گاهي شك ميكنم كه شايد من دارم تو روابطم اشتباه ميكنم.<br />
و چون نتونستم خودم رو عوض كنم و مثل اونا كنم، تنها كاري كه كردم اين بود كه هر خوبي‏اي كه براي كسي كردم، فراموش كردم (امام علي هم به اين امر سفارش كردن)، اين جوري اگه در ازاي خوبي، بدي هم ديدم، بهتر تحمل كردم!<br />
و اين شعر كه بند آخر دل نوشته‏تون، منو يادش انداخت؛<br />
&#8220;دلا ياران سه قسمت ار بداني &#8230; زباني‎اند و ناني‎اند و جاني<br />
به ناني نان بده، از در بران‎اش &#8230;.. مـدارا كـن بـا يـار زبـاني<br />
وليكن يار جاني را نگه دار &#8230;. به جان‎ش جان بده تا ميتواني&#8221;<br />
من كه تا حالا تو آدمايي كه باهاشون برخورد داشتم، كسي رو نديدم كه تمام و كمال شامل بند سوم شعر بشه. البته اميدوارم يه روز ببينم!</p>
<p>پي‎نوشت: البته ما دوست داريم كه وقتي ميايم اينجا با يه پست جديد روبه رو شيم؛ حالا چه دل‏نوشته‏اي كه ممكنه حرف دل ما هم باشه، چه يه مطلب اجتماعي، چه&#8230;؛ اما به نظرم نياز به عذرخواهي از كسي نباشه، چون اين وبلاگ شماست. اميدوارم از پس مسئوليت‏تون هم به خوبي بر بياين (-:</p>
<p>حق نگهدار.</p>
<p><strong>سلام خدمت شما<br />
بسیار سپاسگزارم که همیشه با حوصله من رو از نظرات ارزشمندتون بهره مند می کنید.<br />
راستش این منش شما منو یاد شعر &#8220;تو نیکی می کن و در دجله انداز &#8230;.که ایزد در بیابانت دهد باز&#8221; انداخت که بسیار پسندیدست. اما می دونید مشکل کجاست؟ مشکل نیکی کردن و در دجله انداختن نیست&#8230;.مشکل اینجاست که گاهی به ابزار دست دیگران تبدیل می شوی، مشکل اینجاست که گاهی فرش می شوی تا دیگران از رویت عبور کنند، اما دریغ از اندکی قدر شناسی&#8230;و این با یک بار و دو بار نیکی کردن فرق دارد.</p>
<p>امیدوارم یک روز اون آدم از نوع سوم را ببنید&#8230;.البته دعا کنید که من هم ببینیم&#8230;<br />
سربلند و پیروز، در پناه حق باشید<br />
</strong></p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: مجتبی</title>
		<link>http://eivanak.wordpress.com/2008/08/07/selfishness/#comment-92</link>
		<dc:creator>مجتبی</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 07 Aug 2008 17:53:13 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://eivanak.wordpress.com/?p=49#comment-92</guid>
		<description>سلام
تو این دنیا همه به فکر خودشونن
حتی ...

&lt;strong&gt;علیک سلام
حتی من؟&lt;/strong&gt;</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>سلام<br />
تو این دنیا همه به فکر خودشونن<br />
حتی &#8230;</p>
<p><strong>علیک سلام<br />
حتی من؟</strong></p>
]]></content:encoded>
	</item>
</channel>
</rss>
