نظریه سلسله مراتب نیاز ها (Hierarchy of needs) که به بررسی تقدم و تاخر نیازهای انسان و نقش آن در ایجاد انگیزه پیشرفت می پردازد، در سال 1943 توسط آبراهام مازلو ارایه شده است. چنانچه با این نظریه آشنایی ندارید، می توانید از اینجا اطلاعات خوبی (به فارسی) در مورد آن کسب کنید.
مطابق این نظریه، نیازهای انسانی دارای سلسله مراتبی هستند که تا نیازهای سطح پایین تر ارضا نشود، نیازهایهای سطح بالاتر تحریک نخواهند شد. این سلسله مراتب را در هرمی که به اسم “هرم مازلو” نشان می دهند.
![]()
البته نظریه سلسله مراتب نیاز ها، همانند سایر مباحثی که در علوم انسانی مطرح می شوند، تنها یک نظریه است و نمی توان با قطعیت آن را پذیرفت و یا رد کرد. اما به نظر من آنچه سبب شده که این نظریه از شهرت زیادی برخوردار شود، مقبولیت بالای آن در میان طیف های مختلف فکری است و این خود می تواند دلیلی بر این باشد که این نظریه چندان هم بیراه نیست !
مطابق آن چه در هرم مازلو مشاهده می کنید، برای رسیدن به تعالی یا همان خود شکوفایی (راس هرم) باید ابتدا نیازهای چهار سطح پایین تر(پیش نیازهای تعالی) محقق شوند. در این میان آنچه جلب توجه می نماید، روند تغییرات در ارضای نیازهای سطح پایین در طول تاریخ است. ابتدایی ترین نیازهای انسان نیاز به خوراک، مسکن و جنس مخالف است. پس از آن نیاز به امنیت و صمیمت و احترام نمایان می شود. حال به مقایسه وضعیت ارضاء این نیازها در طول تاریخ (البته با شناختی که از فرهنگ ایران دارم) می پردازم:
نیاز به غذا:در سال های دور انسان ها با تحمل سختی های کار از طریق کشاورزی و دامداری غذای خود را تامین می کردند، ولی امروزه با تحمل همان سختی ها و بلکه بیشتر در تامین غذا دچار مشکل هستند.
نیاز به مسکن:در سال های دور انسان ها برای تامین مسکن، قطعه زمینی اختیار می کردند و خودشان با مصالح موجود در محیط اطراف مسکن خودشان را می ساختند. اما امروزه داشتن یک سرپناه به آرزوی بسیاری از انسان ها تبدیل شده است که چه بسا تا پایان عمرشان محقق نمی شود.
نیاز به جنس مخالف:در سال های دور ، در اوایل سن بلوغ و در نهایت سادگی، پیوند مقدس ازدواج میان زن و مرد شکل می گرفت، اما امروزه متوسط سن ازدواج به 28-30 سال (حدود دو برابر سن بلوغ) رسیده است.
با توجه به مقایسه فوق، به نظر من اگرچه زندگی بشری (به ویژه ایرانیان) در طول تاریخ در ابعاد گوناگون رشد چشم گیری داشته است، اما در این بعد که بسیار هم مهم است، تنزل داشته است که آثار این تنزل در میان کسانی که با آن در گیر هستند به روشنی مشهود است؛ اینکه انسان ها برای کسب حداقل های معیشتی باید تمام وقت و انرژی خود را صرف کنند، اینکه مشکلات جن.سی در محیط جامعه هر روز نمایان تر می شود و آثار سوء خود را به جا می گذارد و اینکه اهداف انسان ها از اهداف متعالی به اهداف کوچکی چون درآمد بیشتر چرخش داشته است…
با این وجود، از جامعه ای که در بحران تامین نیازهای اولیه اش به سر می برد، می توان انتظار تعالی و شکوفایی داشت؟
لینک های مرتبط:
شب هاي جمعه و عشق هاي ايرانسلي
ضربالاجل برای ازدواج اجباری در منطقه ویژه پارس

wow هرمو! حیف که کجه! :دی
یکی از همکارام یه کتابی از یک نویسنده ی ایرانی داشت! الان هیج کدوم یادم نیست اما می رم و می بینم حتما بخونش! این مسائل رو از زاویه ی دیگه بررسی کرده! خیلی جالب و نوئه!
- اما نامرد اون نیاز مهمرو آخر نوشتی چرا!؟!؟!
خوب شما يه كاري كن كه سن ازدواج پايين بياد
ممنون از اینکه پیام گذاشتید و لینک دادید. مطلب شما را هم خواندم، جالب بود. شما مدیریت می خوانید؟
خواهش می کنم، ان شاءالله از مهر امسال، ارشد مدیریت کارآفرینی …
man fekr mikonam ke ahamiate heram az paeen be balas
niaz moheme ro akhar naneveshte!
درست فکر می کنید…اول باید نیازهای پایین بر طرف بشه تا به نیازهای بالا برسیم…
[...] دسته: minimals — وحیده @ 13:41 سرِ کلاس بحث برسرِ هرمِ مازلو و نیازهای انسان بود واینکه آیا همه ی آدمها این سلسله [...]